در باب حکمت زندگی

]

زندگی حتی وقتی انکارش می کنی، حتی وقتی نادیده اش می گیری، حتی وقتی نمی خواهی اش، از تو قَوی تر است. از هر چیز دیگری قَوی تر است. آدم هایی که از بازداشتگاه های اجباری برگشته اند دوباره زاد و ولد کردند. مردان و زنانی که شکنجه دیده بودند، که مرگ نزدیکانشان و سوخته شدن خانه هاشان را دیده بودند، دوباره به دنبال اتوبوس ها دویدند، به پیش بینی هواشناسی با دقت گوش کردند و دخترهایشان را شوهر دادند. باور کردنی نیست اما همین گونه است. زندگی از هر چیز دیگری قوی تر است.

آنا گاوالدا، «من او را دوست داشتم»

صحنه های زندگی ما همچون تصاویر منقوش بر سنگ های سخت و ناهموارند. از نگاه نزدیک اثری بر ما نمی گذارند و چیز زیبایی در آنها یافت نمی شود , مگر آن که قدری دورتر بایستیم.دست یافتن به آنچه مدتها در آرزویش به سر برده ایم فقط و فقط کشف این حقیقت است که آن چیز چه مایه پوچ و توخالی بوده است , ما چنان زندگی می کنیم که گویی همواره در انتظار چیزی بهتر هستیم , حال آن که اغلب آرزو می کنیم که ای کاش گذشته بازگردد و بر آن حسرت می خوریم. ما به زمان به سان چیزی نظر می کنیم که باید در گذرد و در این رهگذر ما را به اهداف و خواست هامان برساند. اکثر مردم هنگامی که به پایان کار می رسند و نظری بر گذشته می افکنند, در می یابند که سرتاسر زندگی را چون چیزی گذرا زیسته اند و با حیرت مشاهده می کنند که آنچه بی اعتنا از کنارش گذشته اند و لذتی از آن نبرده اند همان زندگی شان بوده ِ یعنی همان چیزی که به خاطرش زندگی کرده اند.انسان فریاد بر می آورد که امید و آرزو او را فریفته اند تا این که عاقبت در آغوش مرگ به رقص در آید! آه , چه مخلوق حریص و سیری ناپذیری است این انسان!

آرتور شوپنهاور، در باب عبث بودن وجود

تفاوت میان خودپسندی و غرور در این است که غرور،اعتقاد راسخ به ارزش فوق العاده ی خویش در زمینه ای خاص است، اما خودپسندی، خواستِ ایجاد چنین اعتقادی در دیگران است و معمولا با این آرزوی نهان همراه است که در نهایت، خود نیز بتوانیم به همان اعتقاد برسیم. بنابراین، غرور از درون انسان نشأت می گیرد و در نتیجه، قدردانی مستقیم از خویشتن است، اما خودپسندی کوششی است برای جلب قدردانی از بیرون،یعنی دستیابی غیر مستقیم به قدردانی است. از این رو خودپسندی،آدمی را پر گو و غرور کم گو می کند.

آرتور شوپنهاور ، در باب حکمت زندگی

بشر محکوم است، زیرا خود را نیافریده و در عین حال، آزاد است، زیرا همین که پا به جهان گذاشت مسئول همه ی کارهایی است که انجام می دهد.

ژان پل سارتر، «اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر»، ترجمه مصطفی رحیمی

وعده ما هر جمعه راس ساعت هفت صبح ضلع جنوبی پل آذر مقابل فرهنگسرای فرشچیان. برای شرکت در برنامه‌های رکابزنی تفریحی انجمن نیازی نیست که یک دوچرخه‌سوار حرفه‌ای باشید، کافیست تا در موعد مقرر با دوچرخه در محل حضور پیدا کنید. منتظر دیدار شما در جمعه این هفته هستیم.

آخرين جمعه هر ماه صرف صبحانه در كنار همركابان